فهرست
صفحه اصلی
آرشیو
لینکستان
تماس با ما

موضوعات
روشهای موفقیت
موفقیت فردی
موفقیت مالی
موفقیت شغلی
مدیریت و رهبری
سلامت و تندرستی
زندگینامه افراد موفق
داستانهای شیوانا
متفرقه

لینک دوستان
? تالار گفتگو مشاوره و روانشناسی
مردمان - پورتال جوانان ایرانی
بزرگترین سایت تفریحی ایرانیان
بزرگترین باکس فارسی
پروژه و مقاله زیاد و رایگان
دریافت جدیدترین نرم افزارها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیغات رایگان هاست و دامنه قالب وبلاگ
وضعیت یاهو رتبه سنج گوگل

مطالب سایت

ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
  تصویر ذهنی خوبی از خود بسازید
هر چقدر پس انداز خود را انباشته کنید، به همان میزان از حساب ذهنتان برداشت خواهید کرد. همه ما پیش از به اجرا در آوردن برنامه های زندگیمان مدت ها آن را در ذهنمان پرورش می دهیم و حتی چه بسا سال ها تصویر کاری را در ذهنمان نگه می داریم تا شرایط موافق پیش آید و آن را عملی سازیم.

اغلب افراد می پرسند: «بعد از آنکه درباره آرزو و هدف مورد نظرم فکر کردم، دیگر چه کار باید بکنم» پاسخ بسیار ساده است. شما باید تمام کارهایی را که برای تحقق آرمان خود لازم می دانید انجام دهید. این را بدانید اعمال ما پاسخ و واکنش اتوماتیک تحرکات عمیق روح و احساس و اعتقادات باطنی ما می باشد.

برای دور کردن ترس و هراس از خود ، حواستان را خوب جمع کنید و فکر خود را بر روی مشکلتان خوب متمرکز نمایید و سعی کنید با شعور روشن خود مشکلتان را حل کنید و چنین تصور کنید که مشکلتان حل شده و از این بابت احساس شادی و شعف می کنید.


اما برای داشتن یک تصویر ذهنی خوب چندین شرط لازم است که در زیر به آنها اشاره مختصری خواهیم داشت.

تلقین: تمام اعمال و رفتار ما نتیجه افکارمان می باشد، به عبارتی «فکر» پیش از «رفتار» به حرکت در می آید. البته اگر هدف مشخص باشد، راه های رسیدن به آن نیز مشخص خواهد بود. ایمان به هدف و سپردن آن به ذهن باعث می شود که ضمیر ناخودآگاه به راه ها و وسائل نیل به آن هدف توجه بیشتری نشان بدهد. با شناسایی عملکرد روح و ذهن خود به این نتیجه می رسید که خود تنها منجی خویش هستید و سرنوشتتان بستگی به طرز فکر و احساستان دارد و سلامتی، تندرستی را برایتان به ارمغان خواهد آورد. فکر بی نیازی، غنا و ثروت، تلقینات و افکار بد، شادابی و تحرک را از شما می گیرد و با افسردگی و خمودگی مبادله می کند. یک تلقین منفی (مثلاً فقر) به خودی خود قدرت ندارد، اما قدرت واقعی در فکر و احساس شخص قرار دارد. باید ذهن را از باورهای نادرست، ترس و اضطراب، شک و وسواس پاک کرد و شادمانی و موفقیت و امید و آرامش را به سر راه داد.

گذشته را به دست فراموشی بسپارید، همه ما در زندگی شکست هایی داشته ایم و چه بسا سختی ها و ناکامی های زندگی چنان به ما فشار آورده اند که ما را به طور کلی از زندگی ناامید کرده اند. گاهی اوقات صبر بهترین درمان است. به خاطر داشته باشید که بیشتر کارها به زمان احتیاج دارد. گذشت زمان تلخ ترین شکست ها را به یک پیروزی شیرین تبدیل کرده است. اگر به وجود یک عقل کل که تمام کائنات را می گرداند، باور داشته باشیم، این حقیقت بزرگ را از یاد نخواهیم برد که قانون هستی تمام افراد بشر را به نحوی مورد حمایت و پشتیبانی قرار می دهد و بنابراین نباید هیچ هراسی از بابت شکست، ورشکستگی، بیماری و غیره داشته باشیم. ما برای حل مشکلات و مسائل زندگی خود باید کار خود را به قدرت روحی و عقل خویش بسپاریم. بنابراین هر روزی که به مشکلی برخوردید، این جمله را پیش از خواب با خود تکرار کنید و آن را به ضمیر باطن خویش بسپارید: «من در نهایت آرامش به خواب می روم. من این کار را به عقل و خردم می سپارم و خود او جواب را پیدا خواهد کرد.» پس از آن راحت بخوابید. هیچگاه با پیدا شدن کوچکترین مشکلی در زندگی ناامید نشوید. فراموش نکنید که خورشید از پس ابرهای تیره سر از افق بر خواهد آورد و همه جا را تابناک خواهد کرد.



در ضمیر خود شادی و امید را جای دهید.

همیشه این نکته را به خاطر داشته باشید که بانک ضمیر باطن ما سود کلانی بابت سرمایه گذاری به شما خواهد داد. اما شادی، عشق، آرامش، مهربانی، راستگویی و صفات پسندیده سرمایه های شما در این بانک هستند. هرگاه خواستید برای مشکلتان راه حلی بیابید، درباره آن خوب فکر کنید و البته سعی کنید افکارتان مثبت باشد نه منفی. بیشتر ترس و هراس ما در زندگی ناشی از برداشت غیر اصولی و ناصحیح ما از مسائل زندگی است.

گاهی اوقات صبر بهترین درمان است. به خاطر داشته باشید که بیشتر کارها به زمان احتیاج دارد.


بنابراین برای دور کردن ترس و هراس از خود ، حواستان را خوب جمع کنید و فکر خود را بر روی مشکلتان خوب متمرکز نمایید و سعی کنید با شعور روشن خود مشکلتان را حل کنید و چنین تصور کنید که مشکلتان حل شده و از این بابت احساس شادی و شعف می کنید.

ایده های نو و مثبتی در زندگی داشته باشید

ضمیر باطن انسان پر از طرح ها و نقشه هایی است که آماده است تا به درخواست شخص آن را از اعماق ذهن او به سطح شعور بیاورد. در این فرآیند با وجود هرگونه دگرگونی و تغییرات خارجی، ضمیر باطن به فعالیت خود ادامه می دهد. بنابراین اگر در ضمیر باطن خود ایده ثروت را جای دهید، یقین داشته باشید هرگز محتاج پول نخواهید شد. اگر فکر می کنید که پول ندارید و یا گرفتاری مالی پیدا کرده اید، زمین و زمان را محکوم نکنید و بدانید که تنها خودتان مانع عبور آزادانه افکار و ایده های مثبت در ذهن و ضمیر خود شده اید. باید بدانید که می توانید این موانع ذهنی را از سر راه بردارید و به جنگ مشکلات زندگی بروید.
        موضوع:     نویسنده: دریا 0 نظر  

  انسا‌ن‌های بزرگ، اراده می‌کنند

ایسنا-شکسپیر می‌گوید: «برخی انسان‌ها بزرگ آفریده شده‌اند؛ برخی بزرگی را به دست می‌آورند و بر گروهی، بزرگی ناخواسته سوار می‌شود.»
عرصه‌ی سیاست در دو کانون اندیشه و سیاستمداری خلاصه می‌شود. هرچند صاحبان اندیشه عموماً در دایره متفاوتی از سیاستمداران فعالیت می‌کنند.
اما سیاستمدارانی نیز هستند که اندیشه هم تولید می‌کنند و دو کانون اندیشه و سیاستمداری را در میدان بزرگ‌تری گرد آورده‌اند. از یک منظر، تاریخ، خطی است که از عملکرد یک سیاستمدار به عملکرد دیگری پیوند خورده است؛ به درجه‌ای که سیاستمدار، بزرگ آفریده شده باشد و در زمان مناسبی به مدیریت و هدایت موضوعات تعیین‌کننده پرداخته باشد، نقطه و کانون تاریخی برجسته‌ای را به جای می‌گذارد. تفاوت میان مدیریت و سیاستمداری این است که مدیر، کارها را درست انجام می‌دهد اما سیاستمدار، کار درست را انجام می‌دهد. این تفکیک به قدری اهمیت دارد که سرنوشت و جهت‌گیری ملتها را مشخص می‌کند.

در این نوشته آمده است: تاریخ همه‌گونه سیاستمدار دارد و همان‌طوری که شکسپیر تقسیم‌بندی می‌کند، عده‌ای سعی می‌کنند بزرگی را به دست آورند و در عین حال، انبوهی از صاحبان مقام در سایه پیش‌آمدها، بزرگی را از آن خود می‌کنند. گروه اول شکسپیر، یعنی انسان‌هایی که بزرگ آفریده شده‌اند، کیفیت و جهت‌گیری تاریخ را شکل می‌دهند؛ کسانی که حتی اشتباهاتشان در فرآیندهای تاریخی، زاینده‌ی پویایی است. تحقق هیچ کار مهمی بدون وجود انسان‌های بزرگ امکان‌پذیر نیست. انسان‌های بزرگ، اراده می‌کنند و انسان‌های متوسط در آرزوهای خود غوطه‌ورند

        موضوع:     نویسنده: محمد بهبودی 0 نظر  

  ایستادگی ویژگی مشخص موفقیت برایان تریسی

برایان تریسی:   

مطالعه و تحقیقات نشان می دهد که مدیران، کارفرمایان و مردان موفق جهان از اراده ای چیرگی ناپذیر و مقاومتی تزلزل ناپذیر برخوردار هستند. هر انسانی که در زمینه ای به موفقیتی چشمگیر می رسد، بیشتر وقت ها طی سالیان دراز پیش از آنکه به پیروزی نهایی برسد باید با ناملایمات فراوان دست و پنجه نرم کند. در ۱۸۹۰، امریکا در رکود اقتصادی سختی گرفتار شده بود. کارخانه ها، صنایع و بازرگانان در سراسر کشور ورشکست شده و هزاران هزار انسان از کار بیکار شده بودند. بازرگانی که در میدوست زندگی می کرد، در کشاکش این رکود، هتل خود را از دست داد و با پول کم و وقت زیاد بر جای ماند. او تصمیم گرفت برای برانگیختن و الهام بخشیدن ملتش برای ایستادگی و ادامه دادن تلاش و سازندگی، کتابی بنویسد.

این بازرگان اوریسون سویت ماردن نام داشت. او در بالای یک اصطبل اطاقی کرایه کرد و به مدت یک سال تمام شب و روز را کار کرد تا کتابی نوشت که آن را در راه پویایی نام گذاشت. این کتاب شرح حال زنان و مردان بی شماری را بیان می کرد که در برابر دشواری های فراوان به سختی پایداری کرده تا به پیروزی رسیده بودند.

سرانجام، کتاب به پایان رسید. اوایل غروب، اوریسون صفحه پایانی را تمام کرد. خسته و گرسنه بود، برای شام به رستوران کوچکی در پایین خیابان محل سکونتش رفت. زمانی که در رستوران نشسته بود و شام می خورد، اصطبل آتش گرفت. تا وقتی که برگردد تمام دست نوشته هایش که بیش از ۵۵۰۰ صفحه می شد در شعله های آتش سوخت.

هرگز تسلیم نشوید

در ابتدا نا امیدی و افسردگی وجود او را فرا گرفت. سپس به یاد آورد که در تمام صفحات کتابش از اهمیت ایستادگی در برابر ناامیدی سخن گفته است پس با الهام گرفتن از ذخایر درونی خود، بار دیگر نوشتن کتاب را آغاز کرد و یک سال دیگر برای آن وقت گذاشت. او تسلیم نشد.

وقتی کتاب به پایان رسید چاپ آن را به ناشران چندی پیشنهاد داد ولی در میانه رکود اقتصادی که اکنون سومین سال را سپری می کرد هیچ کس به چاپ یک کتاب الهام دهنده و تشویق کننده علاقه ای نشان نمی داد. او شرایط را پذیرفت و منتظر شد تا وضعیت بهتر شود. پس از آن به شیکاگو رفت و مشغول به کار شد.

روزی با یکی از دوستانش که با ناشری آشنا بود درباره کتابش حرف زد. ناشر دست نویس کتاب را خواند و بسیار علاقه مند شد. او احساس کرد که این کتاب درست همان کتابی است که آدم ها باید در بحبوحه یک بحران اقتصادی – یا هر زمان دیگر بخوانند. کتاب او منتشر شد و در فهرست کتاب های بسیار پر فروش قرار گرفت. این کتاب منبع الهام و تشویق و ترغیب هزاران هزار انسان واقع شد.

بسیاری از سیاستمداران بزرگ و مردان موفق در عرصه کار و تجارت گفته اند که کتاب او امریکا را به قرن بیستم رساند. این کتاب تأثیر بسزایی روی اذهان تصمیم گیرندگان در سراسر کشور داشت و در تاریخ کتاب های رشد و توسعه فردی تا آن زمان، یکی از مهم ترین کتاب های کلاسیک شناخته شد. کتاب در راه پویایی به وسیله کسانی مثل هنری فورد، توماس ادیسون، هاروی فایرستون و جی.پی.مورگان مطالعه شد و سر مشق ایشان قرار گرفت.

حرکت کنید و ادامه بدهید

اوریسون سویت ماردن در کتابش نوشت: برای موفقیت دو پیش نیاز اساسی وجود دارد. نخست، آغاز کردن با اراده ای استوار. دوم، ادامه دادن با سرسختی. او با اشاره به ویژگی پایداری، نوشت، برای مردی که توانایی خود را تشخیص می دهد، نا امید نمی شود و اراده ای راسخ و چیره ناپذیر دارد، شکست وجود ندارد؛ برای مردی که هر گاه زمین می خورد بر می خیزد، در موقعیت هایی مشابه که دیگران تسلیم می شوند پایداری می کند، و زمانی که بقیه آدم ها عقب نشینی می کنند او به حرکت ادامه میدهد، شکست معنا ندارد.

        موضوع:     نویسنده: محمد بهبودی 0 نظر  

  استقامت، رمز پیروزی است

بسیار بوده که شروع کرده ایم اما اواسط راه، نیمه کاره رها کرده ایم. بسیار بوده که قصد کرده ایم اما شروع نکرده، خسته شده ایم، بارها پیش آمده که خواسته ایم اما بریده ایم!

آیا آخرین باری که عقب نشینی کرده اید را به خاطر می آورید؟ احتمالا چندان دیر و دور از خاطر نیست. احتمالا آنقدر قریب الوقوع بوده است که همین حالا با یادآوری آن احساس رنجش و تلخی به شما دست داد. مهم نیست! انصراف برای همه بوده است. چه برای یک دانشجوی چند ترم گذرانده، چه برای زوجی که از هم جدا شده اند، چه برای ورزشکاری در میدان رقابت و چه برای پژوهشگری در دوره تحقیقات یا تاجری در یک پروژه سرمایه گذاری…

همانطور که گفتیم این مهم نیست، بلکه مهم آن است که بدانیم چگونه از این پس دیگر انصراف ندهیم، عقب نشینی نداشته باشیم و میدان را خالی رها نکنیم. مهم آن است بدانیم آنقدر زمان در اختیار نیست که اگر چه حق انصراف برای همه هست اما استفاده از آن برایمان مجاز نیست! مهم این است که بدانیم آنقدر فرصت در اختیار نداریم تا با جا زدن ها و ترسیدن فرصت های آتی را نیز از بین ببریم.

زمان، زمان عملگرایی است. زمان، زمان دست به کار شدن و پیگیر بودن و شهامت داشتن است. در این لحظه باید برای رسیدن به خواسته ها کله شق بود. دقیقا یک کله شق هدفمند!؟

برای رسیدن به هدف باید پیگیر بود و استقامت داشت و برای آنکه بتوانید پیگیر باشید و استقامت به خرج دهید باید مثل یک کودک باشید!؟ آیا کودکی خود را به خاطر می آورید؟ اصلا یادتان هست که برای صاحب شدن یک عروسک، یک کامیون اسباب بازی یا حتی یک بستنی قیفی چقدر پافشاری می کردید؟ یادتان هست چقدر کله شق بودید و همین کله شقی، شما را به اکثر خواسته هاتان می رساند؟

شاید مساله اصلی امروزی ما انسان ها این است که گذشته خود را فراموش کرده ایم یا به دلایلی چون خرده گرفتن های دیگران، تعصبات جامعه، حرف ها و یا تمسخر های مردم نمی خواهیم که مانند آن زمان رفتار کنیم. در واقع نمی خواهیم خودمان باشیم، نمی خواهیم آنگونه که هستیم به زندگی ادامه دهیم و در عوض به سمت تبدیل شدن به نه یک شخصیت، بلکه شخصیت های جدیدی که از بیرون به ما القا شده اند متمایل می شویم.

چند روز پیش در رستورانی کودکی را دیدم که باعث شد تا به خاطرات کودکی خودم برگردم. آن پسر خردسال به خاطر آنکه پدر و مادرش سلیقه او را در انتخاب غذا نادیده گرفته بودند با لحن تاکیدی و هجی شده ای مدام و پشت سرهم، با صدای بلند می گفت: “من، این، غ، ذا، رو، ن، می، خوام!” به همین راحتی! من این غذا را نمی خواهم، من این شرایط را دوست ندارم، من خواستار آرامش هستم، من باید تغییر کنم، من باید به هدفم برسم، من باید بهتر شوم! ما چه می خواهم و چه نمی خواهیم؟ چقدر شهامت آنرا داریم تا از خواسته هایم دفاع کنیم و مهمتر از آن چقدر شهامتش را داریم تا انتظارات بیهوده دیگران را منظور و برآورده نکنیم؟!

استقامت داشتن یک مهارت است و خبر خوب آنکه تمامی مهارت ها قابل یادگیری اند اما تنها به شرط آنکه اصول آنها را بیاموزیم و آنها را مورد تکرار و تمرین قرار دهیم. برای استقامت داشتن باید اول از هر چیز خودمان باشیم. باید به اصالت خود رجوع کنیم. باید ترس ها را رها کنیم، حرف های دیگران و و ایده های بیجای دیگران را ناچیز شمرده و به خود برگشت. باید خودمان باشیم، باید جدی تر باشیم…

به خودتان نگاهی بیندازید!؟ احتمالا زیاد نمی خندید چون دیگران شما را سبک رفتار خطاب می خوانند، با اشتهاء غذا نمی خورید چون مردم رفتار شما را تائید نمی کنند، شادی نمی کنید چون اطرافیان شما را بیهوده خوش می دانند اما باید بپذیرید که اینها، همان واقعیت های شما هستند. اینها هستند که نشان می دهند شما واقعا چه کسی هستید. اینها هستند که استعداد ها، توانایی ها و موقعیت شما را مشخص می کنند. شما باید خودتان باشید و باید از دور شدن از خود فاصله بگیرید. شما همینگونه آفریده شده اید و باید بپذیرید که این واقعیت شماست. نمی توانید صلاح پروردگار را به صلاح خود بفروشید!؟

تنها انسان اصیل و آنکه فقط برای خویشتن واقعی بودن تلاش می کند می تواند تا پایان استقامت به خرج دهد. انسان های بزدل آنهایی هستند که هر بار و به نوید هرکس جهت خود را تغییر می دهند و راه دیگری را برای پیمودن انتخاب می کنند. انسان هایی که خودشان نیستند و دائما تحت تاثیر نظرات دیگران قرار می گیرند نمونه بارز حکایت پدر و پسری هستند که یکبار پدر سوار الاغ بود، یکبار پسر، یکبار هم هر دو پیاده و آخر هم الاغ سوار بر هردوشان!

با خودتان صادق باشید. ببیند در کجا از خود فاصله گرفته اید. ببینید کجا خودتان را منکر شده اید. نگاهی به اطراف بیندازید و عقب نشینی های بی دلیل خودتان را بپذیرید و در عوض و با تمام قوا، با تمام وجود فرمان به پیش صادر کنید و حتی برای لحظه ای هم از حرکت باز نایستید.

بزرگی گفته است “هرگز به خاطر آرامش، تجربه ها و باورهایتان را منکر نشوید”. تجربه ها و اعتقادات شما بیانگر شخصیتتان هستند. آنها می گویند که شما چه کسی هستید و چه توانایی هایی دارید. اگر آنها را به روی زمین رها کنید، دیگران از زیر پا گذاشتن و له کردن آنها باکی ندارند و کوچکترین شرمی نخواهند کرد و کسی که تجربیات و باورهایش را اینگونه کوچک و بی اهمیت بداند دیگر چیزی برای ادامه دادن ندارد.

درس هایی که گرفته ایم و باورهایی که داریم پایه و اساس و سوخت استقامت ما هستند. آنها را ارج نهید و هر کجا که لازم است بلند شوید و صدای خود را به گوش دیگران برسانید. زمانی که تجربه ها و باورها را منکر نمی شوید، خودتان را باور کرده اید. برای اینکه دیگران شما را باور کنند، کافی است ابتدا خودتان، خودتان را بپذیرید و باور داشته باشید تا بعد از آن جهان شما را باور کند و بطلبد.

انسان های خود باور، انسان هایی که عزت و احترام نفس خود را حفظ می کنند همیشه هدفی دارند. هدف و هدفمندی پشتوانه مستحکم و استوار استقامت داشتن است. کسانی که هدفی دارند و از اهمیت آن آگاهند، هدفمند و صبور، استقامت پیشه می کنند. آنها مصائب را به جان می خرند و در گزینش خواسته ها همواره قاطع باقی می مانند اما در راه رسیدن به آنها انعطاف به خرج می دهند.

با داشتن هدف و به واسطه خود انگاره و تصویر ذهنی که از هدفمندی به دست می آورید همیشه به خودتان رجوع خواهید کرد. همیشه به خودتان یادآور می شوید که چه هستید و چه می خواهید. چه هستید و چه ماموریتی در وجودتان نهاده شده است. زمانی که هدفمند هستید تجربیات و باورهایتان دائما یادآوری می شوند و به پشتوانه آنها و به احترام هدفی که دارید، می دانید، تسلیم شدن یعنی فراموش کردن خود، منکر شدن باور ها و تجربیات، از دست دادن رویاها و تبدیل شدن به انسانی ضعیف. تسلیم شدن یعنی فراموش کردن خودانگاره و تمامی تصویر های ذهنی مثبتی که از خودتان در آینده و شرایط آتی داشته اید. تسلیم شدن یعنی آنکه فراموش می کنیم که به واقع “این جهان، جهان تغییر است و نه جهان تقدیر!”

کسی که خود باور است، هدف هایش را برگزیده و در راه رسیدن به آنها انعطاف به خرج می دهد، طالب یادگیری خواهد بود. شما نیز باید چنین باشید. باید هر روز نکته ی جدیدی بیاموزید، باید هر روز برای بهتر شدن تلاش کنید. ببینید بهبود و پیشرفت مدام شما در کجاست چرا که کسانی که به بهبود و پیشرفت مدام توجهی ندارند به سطوح بالاتر نمی رسند و کسانی که در نقطه آغازین درجا می زنند هرگز از پس مسائل بزرگتر بر نخواهند آمد و به ناچار ترک میدان می کنند. آنچه که می دانید تعیین کننده استقامت شما است و آن چیزهایی که خواهید آموخت مشخص می کنند که تا چه حد در برابر ناملایمات آتی و احتمالی پایدار خواهید بود و استقامت به خرج می دهید!

به هر روی، استقامت، بیشتر یک میل باطنی است، یک خواسته است، یک باور از خود است. زمانی که به باور توانستن نرسیده ایم گاه زودتر از آنچه که می بایست تسلیم می شویم. گاه زودتر از آنچه که می توان ماند خودمان را می بازیم و موقعیت ها را واگذار می کنیم.

برای شکستن یک سنگ بزرگ، یک ضربه به تنهایی کافی نیست. باید ضربات متعددی به آن زد. باید بی وقفه کوبید، باید بی وقفه ضربه وارد کرد، باید بی وقفه به متلاشی شدن سنگ فکر کرد و به ضربه زدن ها ادامه داد.

استقامت رمز اول و آخر هر پیروزی است. از همان ابتدا می بایست با خود عهد بست که تا آخر و تا به نتیجه نرسیدن هرگز تسلیم نشد. از همان اول باید با خود پیمان بست که ضربه ها را آنقدر وارد کرد تا مشکلات متلاشی و خرد شوند. انسان چیزی فراتر از یک اسم، چیزی فراتر از روزمره گی است و میزان استقامت و ایستادگی هر فرد است که به او نشان می دهند او واقعا کیست.

از شرایط نترسید. شجاعانه به میان آنها بروید، با آنها روبرو شوید و برای حل چالش ها و بحران ها فکری کنید و دست به کار شوید. پاسخ ما در شرایط بحران و سختی ها به ما نشان می دهد که ما واقعا کیستیم. شرایط پیچیده و سخت به مثابه تمرینات ورزشی هستند. مشکلات باعث می شوند تا آموخته های ما از خودمان و از شرایط و محیط بیشتر شود. مسائل باعث می شوند تا به سطح بالاتری از آگاهی برسیم و همچنین در آینده تحمل مان در برابر مصائب افزایش یابد. پس به باشگاه پرورش اندام ذهن و استقامت خوش آمدید!؟

 آنها که استقامت را سرلوحه قرار می دهند همیشه قابل ستایش بوده اند و نامشان در تاریخ ماندگار شده است. به راستی، فارغ از تمامی تلقین های اطرافیان و دیگران و باورهای غلطی که تا امروز از خودتان داشته اید شما چه کسی هستید؟!!

        موضوع:     نویسنده: محمد بهبودی 1 نظر  

  هفت راه کاشتن بذر آرامش و سعادت در ذهن

قانون1: بیائید ذهنمان را پر از فکر آرامش، شجاعت، سلامتی و امید کنیم زیرا زندگی ما همان چیزی است که ذهنمان می سازد.

قانون 2:بیائید حتی با دشمنان حتیٌ الامکان درگیر نشویم ، زیرا این کار بیشتر از آن که آنها را آزرده خاطر کند، از ما نیرو می گیرد.بیائید حتی یک دقیقه را هم صرف فکر درباره کسانی که دوست نداریم نکنیم.

قانون 3:الف- به جای نگرانی درباره ناسپاسی،انتظار ناسپاسی داشته باشیم. یادمان باشد که حضرت مسیح فقط در یک روز ده آدم جذامی را شفا داد وفقط یک نفر از او تشکر کرد.

ب- یادمان باشد که تنها راه دست یافتن به خوشحالی وسعادت، انتظار تشکر از دیگران نیست، بلکه بخشش را باید به خاطر شادی بخشش دوست داشت.

د- یادمان باشد که سپاسگذاری را باید همچون بذری کاشت بنابراین اگردوست داریم، فرزندانمان آدمهای شکرگذاری بار بیایند، باید این صفت را به آنها بیاموزیم.

قانون4:همیشه چیزهایی را که باید شکرشان را به جا بیاورید بشمارید، نه مشکلاتتان را.

قانون 5:از دیگران تقلید نکنیم. خودمان را بشناسیم وخودمان باشیم زیرا حسادت یعنی جهل و تقلید یعنی خودکشی.

قانون 6:وقتی تقدیر به دستمان یک لیمو ترش میدهد، از آن شربت درست کنیم.

قانون 7:با اندکی شاد کردن دیگران، اندوه خود را از یاد ببریم. وقتی به دیگران نیکی می کنید به خود نیکی کرده اید.

دیل کارنگی

        موضوع:     نویسنده: دریا 1 نظر  

    1         2         3     >>
درباره وبلاگ
سلام دوست عزیز

از اینکه این وبلاگ رو جهت مشاهده و استفاده انتخاب کرده اید
از شما سپاسگذاریم .

امیدواریم لحظات خوب و خوشی رو در این وبلاگ سپری کنید و با ارسال نظرات مفید و سازنده خود ما را در هر چه بهتر کردن محتوای وبلاگ یاری دهید .

لطفاً در صورت بروز هرگونه سؤال و یا مشکل از طریق ایمیل
(M.L1364@yahoo.com) با ما در تماس باشید .

ارادتمند شما
محمد و دوستان

آخرین مطالب
» حمل تحمل
» چگونه اعتماد به نفس بالایی داشته باشیم  ؟
» The Secret
» وقتی با شکست روبرو می شوی ...!
» خود را دست کم نگیرید
» رویاهایتان را آشکار کنید
» تصویر ذهنی خوبی از خود بسازید
» انسا‌ن‌های بزرگ، اراده می‌کنند
» ایستادگی ویژگی مشخص موفقیت برایان تریسی
» استقامت، رمز پیروزی است
» هفت راه کاشتن بذر آرامش و سعادت در ذهن
» در جاده موفقیت!
» زندگی ات را شارژ کن
» چگونه فردی موفق محسوب شویم
» همانی هستید که فکر می کنید
» ده کلید برای تقویت روحیه
» راه های موفقیت برای زنان خانه دار
» گریه کنید تا سالم بمانید !!
» چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم ؟؟؟
» اسرار موفقیت
» نکاتی که امیدوارم فراموشش نکنیم
» عذرخواهی
» با موفقیت مقاصدتان را دنبال کنید
» افتتاح وبلاگ

آرشیو
تیر 1387
مرداد 1387
بهمن 1387
فروردین 1388
اردیبهشت 1388
خرداد 1388

لینکستان
روانشناسی و مشاوره عشق
هاست و دامنه
طراح حرفه ای قالب وبلاگ
آرشیو لینکهای روزانه

بخش ویژه
تعداد بازدیدکنندگان : 29337

rss


designed by: parstheme.com , all rights reserved

http://www.seaside.blogsky.com

http://www.seaside.blogsky.com

http://www.seaside.blogsky.com

موفقیت نامحدود

موفقیت نامحدود

موفقیت نامحدود

چیزی در این کره خاکی وجود ندارد که نتوانید آن را بدست آورید، کافی است در ذهن خود این حقیقت را بپذیرید که میتوانید

موفقیت نامحدود

قالب پرشین وبلاگ

قالب بلاگ اسکای

قالب وبلاگ

free template blog